تبليغاتX
::. قصه ی عشق .::

قصه ی عشق

: درباره وبلاگ

 


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الکترونیک
 

 

: نوشته های پیشین

 

فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385

 

: پیوندها

 

عاشقانه
دوست دارمها چه کوتاه اند
قلم نگار تا انتها
آبهای سفید
شور عشق
باغ مریم
جهنمت مبارك
يكي را دوست مي دارم
مريم هاي پر پر عاشق
๑۩۞۩๑ .:مرز بهشت:. ๑۩۞۩๑
عــکـس × جـوک × آهــنــگ
يك تكه آرزو
**یه روز از همین روزا روی شب پا میزارم**
تایماز و زندگی
پاكنويس
هم ناله کمکی کن
من و تو
.:: بهترین وب سایت تفریحی ::.

 
 

: طراح قالب

 

بهترین وبلاگ تفریحی
 
 
در گذرگاه زمان به دوردستها مي نگرم
به آن سو ،به آن نا كجا ،به آن ناپيدا......
به آنجا كه مي خواهم لحظه اي را بي دغدغه در آن مكان رويايي سپري كنم
خود را به دستهاي مهربان نسيم مي سپارم تا مرا با خود به آغوش آسمان ببرد
به آن اوج ،به آن دست نيافتني....
از كوچه پس كوچه هاي شهرم پر مي گشايم و به جاي ديگر هجرت مي كنم
به جايي كه بتوانم عشق را بي ريا بيابم و آن را عاشقانه در كنج خلوت خانه ي دلم جاي دهم
 به جايي قدم مي گذارم كه آسمان محبتش بي منت و خورشيد شفقتش بي ريا باشد
مي روم به جايي كه نامش را نمي دانم
ولي اين را باور دارم كه درآنجا نسيم بي رحمانه شاخه ي نازك وجودم را نخواهد شكست و
زمانه ي بي مروت گلبرگهايم را با خنجر زهر آلود و بي عاطفه اش  پرپرنخواهد كرد
و زير پاهاي سنگين و خشك شده از احساس لگد مال نخواهد نمود
مي روم آنجا كه عطر اقاقي ها مصنوعي نباشد،
صداي چكاوك ها از روي اجبار بر فضا طنين انداز نشده باشد
و تولد گلبرگها و شكوفايي از روي اجبار نباشد
 مي روم به آنجا كه فدا شدن ارزش داشته باشد و

| +| نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385 توسط مریم