به عشق توگرفتارم در این دنیا تو رو دارم
تو را تا جون به تن دارم دیگه تنها نمیزام
من قصه گوی عشقم تو بهترین کلامی قشنگترین خیالی که هر نفس باهامی
وقتی تویی کنارم اسمونا بی رنجه
میام به دیدین تو دنیا با تو قشنگه
برای دیدن تو دست میگیرم فانوس باد
طلسم راه رو میشکنم میگزرم از شب سیاه
به گوش کوه و دشت اسمتو فریاد میزنم
که هر جا هستی بشنوی که تنها عاشقت منم
برای دیدن تو ثانیه ها را میشمرم
برای دیدن تو از یه دنیا دل میبرم
برای دیدن تو دوباره من جون میگیرم
برای دیدن تو
برای دیدن تو
برای دیدن تو
که شهسوار عشقی ثانیه هارو میشمرم
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 توسط مریم
|
|